مصطفى النوراني الاردبيلي
533
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
سرو كرنرهى اسم پيپلامول است سرو كورار فراسيون است سروماريچ اسم كموى سياه است سرون شاخ حيوان است سرهنچى نبات هنديست جهت شكستگى استخوان سريش اسم فارسى اشراس است سريشم سريشم ماهى سريرت اسم قلب است سرى ثار نوع ماده درخت تاريست سريت فراسيون است سريان گويند نوعى زنابير زرد و سياه است سريس اسم كاسنى است « 1 » سريشط گندهى اسم جهر كاكولى است سرى گنده اسم صندل است سرين طين اسم لوف است سرى بگه حيوانى شبيه خرچنگ و سوخته او بر روغن جهت خنازير مجرب است سرى باس اسم گل لونگ و گل كنول سفيد است سرى پهل ام آمله و بيل است و بمعنى سرت پهل نيز آمده سرى پرنى اسم ارنى و نيز اسم كبنهار است سريالى مقوى باه است سريارا همان سروالى است
--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 31 - 28 .